X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

ما سه نفر
زندگی جدید من و بابام و داداش کوچولوم 

بعضی چیزا هست که دلت نمی خواد بنویسیشون...یعنی دلتم بخواد نمی تونی بنویسی...اصلاً نمیشه..هیچ رقمه راه نداره.

بعضی چیزام هست که نمیشه ننویسی،چون تا وقتی ننویسیش دیگه دلت نمی خواد از هیچ چیز دیگه ای بنویسی...یعنی دلتم بخواد نمی تونی بنویسی.. اصلاً نمیشه... هیچ جوره راه نداره.

حالا وقتی همه‌چیز روزگار دست به دست هم بدن ،یه اتفاقی بیفته که هم اولی باشه هم دومی یعنی افتادی تو یه دور باطل...دوری که میگه دیگه ننویس...یعنی بی خیال نوشتن...بی خیال وبلاگ نویسی... یعنی بی خیال نوشتن  خاطرات عرفانی که دو روزه ازش بی خبرم...بی خیال نوشتن از«ما سه نفر»ً.. انگار روزگارم طاقت دیدن ما سه نفر و نداره..دست به دست عزیزترین آدم زندگیم داد تا من...الان خونه نباشم...از دیروز تا امروز و فردا و...

همش گفتم روزگار ولی روزگار مثل همیشه میگه اشکال از منه ..که من نمی تونم...من نمی فهمم و.. ایندفعه حرفشو تائید می کنم...آره ایندفعه من نمی فهمم ،من نمی تونم..‌.همین نفهمی هم ما سه نفرو  ازم گرفت.

ولی آخر آخرش من از بابام که سهل ترین کار دنیاست برام... حاضرم به پای همه دنیا بیفتم تا منو ببخشه و بازم ما سه نفر باشیم ولی بازم ته تهش بگم که نمی تونم و.. قبول کنه  که نمی‌تونم.

+پدر  مادرا و پدربزرگ  مادربزرگا، با تجربه ترین آدمای زندگی هر بچه ای ان. اتفاقی تو زندگی بچه ها و نوه ها وجود نداره که تجربه نکرده باشن یا درک نکنن.همه اینو میگن.

ولی...انگار بعضی کلی گویی ها گاهی اشتباه از آب در میاد.

++معذرت میخوام از اونایی که به هر دلیلی به هر دلیلی ازم ناراحت و دلخور شدن.حلال کنید.

معذرت میخوام از دوستای خوب مجازیم که تو هر شرایطی همراهم بودن و کمکم کردن .ببخشید اگه دارم بد میرم.حلال کنید.

[ جمعه 17 فروردین 1397 ] [ 00:53 ] [ amir ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

آمار سایت
تعداد بازدید ها: 219649

Online User

ابزار وبمستر